Monday, November 22, 2010

خوەنیشاندانەك ل ئیسرائیلێ دژی توركیێ

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via هه‌واڵ on 7/8/10

? كاك خێمی ھەركی زەحمەت نە بت ب كورتی بۆ نەتەوا كورد بەحسا ڤێ خوەنیشاندانێ بكە
- خوەنیشاندانەكا مەزن ل ئیسرائیلێ دژی بالیۆزخانا تورکیێ ل رۆژا پێنجشەمبێ دێ بھێتە بەرھەڤكرن. كوردێن ئیسرائیلێ ژی، ژ بۆ مافێن نەتەوا كورد و نەمانا ستەمێ ل توركیێ دێ بەشداریێ بكن، ھەر وەسان دژی تۆپبارانكرنا گوند و سنوورێن ھەرێما كوردستانێ ژ رەخێ توركیێ ڤە...

خوەستن و ئارمانجا خوەنیشاندەران ژ ڤێ خوەنیشاندانێ چ یە؟

- خوەنیشاندەر د ھەمان دەمێ دا دێ ژ رژێما  ئیسرائیلی بخوازن، كو دڤێت ئیسرائیل ھاریكاریا سەربازی بۆ تورکیێ ڕابگرت، ھەر وەسان دڤێت ئەردۆغان بھێتە دادگەھكرن وپەرتالێن (تشت و مشتێن) توركی ژی بھێنە بایكۆتكرن و تا دووماھیێ.

زەحمەت نە بت چەند پێزانینان ل سەر ناڤنیشان و دەما خوەنیشاندانێ بۆ مە دیار بكە.

- ناڤنیشان ژی ئەڤە:
بالیۆزخانا توركیێ - تەل ئەڤیڤ
تاخ: یافۆ
جادە: ھایاركۆن 202
رێكەفت: رۆژا پێنجشەمبێ 8/7/2010
دەمژمێر: 7 تا 9 ێ شەڤێ

كاك خێمی ھەركی، ئەز ب ناڤێ نەتەوا كورد، د كار و خەباتێ دا سەركەفتنێ بۆ وە دخوازم.
- سوپاس و ئەم ھیڤیدارین كو رۆژەكێ ھەرێما كوردستانێ ژی ببتە دەولەتەكا سەربخوە.


بەشیر سەبری بۆتانی

hunername@hotmail.com

 
 

Things you can do from here:

 
 

حافظ بزرگ - فیلمی آموزشی پیرامون حافظ مبارز بزرگ علیه خرافات و دین ابزاران خ...

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Donbaleh.com by arashpersia on 11/21/10

بخشی از فیلم: مبارزه حافظ: روزگار حافظ روزگار زهد فروشی و ریاورزی است و حافظ سرسخت و بی باک به مبارزه با این مرض پرداخته. حافظ رندانه در هوای پلشت زمان خود جهانی آرمانی و انسانی آرمانی آفریده. آشنایی حافظ با ادبیات فارسی و عرب بر آشنایی او از دین اسلام که کتاب اصلی آن (قرآن) به زبان عربی است افزود و او را تبدیل به یک رند آزاد اندیش کرد به گونه ای که بخش زیادی از دیوان حافظ به مبارزه با رياكاران اختصاص دادهشده است: فدای پیرهن چاک ماهرویان باد هزارجامه تقواوخرقه پرهیز به کوی می فروشانش ز جامی بر نمی گیرند زهی سجاده تقوی که یک ساغر نمی ارزد او تعصبات را کنار کذاشته و فارغ ازهرقید و بندی به مبارزه با کسانی برخاست که دین و قدرت خودرا به عنوان سنگر و سلاحی برای تجاوز به حقوق دیگران مورد استفاده قرار می دادند. حافظ در این مبارزه به کسی رحم نمی کند شیخ، مفتی، قاضی و محتسب همه ازکنایات واشعار اوآسیب می بینند. مي خور كه شيخ و حافظ و مفتي و محتسب چون نيك بنگري همه تزوير مي كنند حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دگران قرآن را او باده نوشی را برتر از زهدفروشی رياکاران می داند: باده نوشی که دراوروی و ریایی نبود بهتراز زهد فروشی که در او روی و ریاست می خورکه صد گناه زاغیار در حجاب بهتر ز طاعتی که ز روی ریا کنند برخی حافظ رامانند نیچه و گوته فیلسوفی حساس به مسائل وجودی انسان می دانند که آزاداندیش است و دروغ ستیز و خرافات ستیز.

 
 

Things you can do from here:

 
 

شاخص ترین غائبان ایرانی در همایش روز جهانی فلسفه در تهران

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Donbaleh.com by ARMANESABZ88 on 11/21/10

شاخص ترین غائبان ایرانی در همایش روز جهانی فلسفه در تهران جرس:به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاهی جرس، در تهران همایش روز جهانی فلسفه در حالی در تهران توسط مقامات حکومتی به ریاست غلامعلی حداد عادل برگزار می شود که علاوه بر غیبت شاخص ترین فلاسفه جهان، مهمترین فلاسفه، اساتید و مترجمان ایرانی فلسفه نیز در این همایش شرکت ندارند. سخنرانان ایرانی را علی الاغلب اعضای موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قم، دانشگاه امام صادق و تعدادی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی تشکیل می دهند. به اسامی برخی از غائبان ایرانی همایش روز جهانی فلسفه به ترتیب حرف الفبا و به تفکیک اقامت در خارج و داخل و دانشگاهها و موسسات پژوهشی داخل اشاره می شود. غایبان طیف متنوعی را تشکیل می دهند و برای عدم شرکت خود دلائل متفاوتی دارند. اما 55 ایرانی شاخصی که نامشان در فهرست سخنرانان همایش روز جهانی فلسفه دیده نمی شود مهمترین اساتید، نویسندگان، مترجمان و مولدان اندیشه فلسفی در ایران معاصر هستند. در این فهرست به اساتید فلسفه اسلامی حوزوی اشاره نشده است، و الا فهرست طولانی تر این است. اساتید و مترجمان ایرانی فلسفه مقیم خارج: داریوش آشوری، مهدی امین رضوی، حسین بشیریه، باقر پرهام، حمید دباشی، آرامش دوستدار، رامین جهانبگلو، عبدالکریم سروش، حسین ضیائی، محسن کدیور، پرویز مروج، آرش نراقی، سید حسین نصر، محمدرضا نیکفر اساتید و مترجمان آزاد فلسفه مقیم ایران: بابک احمدی، بهاء الدین خرمشاهی، محمد خواجوی، خشایار دیهیمی، مراد فرهادپور، مصطفی ملکیان دائرة المعارف بزرگ اسلامی: نصرالله پورجوادی، اصغر دادبه، داریوش شایگان، سیدجواد طباطبائی، کامران فانی، محمد جواد فریدزاده، عزت الله فولادوند، سید فتح الله مجتبائی، مهدی محقق، صمد موحد، محمدعلی موحد. دانشگاه تهران: سید محمدرضا حسینی بهشتی، نجفقلی حبیبی، محمود خاتمی، سعید زیباکلام، سید حمید طالب زاده، مهدی قوام صفری دانشگاه بهشتی: محمد ایلخانی، محمد سعید حنائی کاشانی، عبدالکریم رشیدیان، منوچهر صانعی دره بیدی، احمد علی اکبر مسگری، حسین واله دانشگاه علامه طباطبائی: علی اکبر احمدی، احمدعلی حیدری، هدایت علوی تبار، علی اصغر مصلح دانشگاه تربیت مدرس: سید علیرضا حسینی بهشتی، حاتم قادری دانشگاه آزاد اسلامی: موسی اکرمی، پرویز ضیاء شهابی، امیرعباس علی زمانی، سعید عدالت نژاد دانشگاه اصفهان: سعید بینای مطلق دانشگاه شیراز: سعید رحیمیان

 
 

Things you can do from here:

 
 

به پا خیزیم که روز وعده مان شد

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via بالاترین by borna-16 on 11/21/10

زمانی که در انتظارش بودیم اینجاست. اجازه ندید سرها به پایین بیفتد ، اجازه ندیم که سکوت تنها جواب ما باشد، به پا خیزیم زمان وعده مان شد. به پا خیزیم که روز وعده مان شد// شنیدی گفته بودند آید آن روز// که از ظلم و ستم آخر زمان شد// نبود مهدی ، نبود عیسا و موسا// خمینی آمد و صاحب زمان شد// ز عشق دین و میهن دم زد اما// چو ننگی در جهان مسلمان شد// سراسر آیه ها و سوره هایش// بلای جان و روح عابدان شد// ز دین و مذهب و آیات قرآن// چو زنجیری به پای مردمان شد// به نام خالق و با حیله و دوز// چو آفت در دل پیر و جوان شد// ز تحریک و خرافات و کنایه// به جانش شک و تردید و گمان شد// به زور اسلحه، با تیغ و شمشیر// همه اندیشه ها در دل نهان شد// مبین ایران زمین پر ثروت از نفت// همه در کام و جیب خائنان شد// فقیران را چو دستش آیه دادند// کجا این آیه ها شان آب و نان شد// چه بی حاصل دعا کردند شب و روز// و اما زندگی سخت  و گران شد// ز فقر و تلخی و بی حرمتی ها// اسیر ظلم ، در روز و شبان شد// همه اندیشه داران و قلم ها// سرا پا هدیه از آزادگان شد// ز نقد و شعر و انشاء و سخن ها// برای میهن ما دیده بان شد// دلیران بیشمارند، گرچه افسوس// بسی گمنام و بی نام و نشان شد// صد افسوس گرچه بسیاری ز یاران// اسیر پنجه های حاکمان شد// در عمق این سیاهی های زندان// تجاوزها به جان پاکشان شد// ز خون سبز شان ، میهن چو سیراب// برای میهن ما ارمغان شد// در این توفان خشم خلق ایران// برای کشتی ما بادبان شد// ندای قلب و خشم خون فرزاد// چو ناقوسی برای ساربان شد// و یوسف، جعفر و منصور و سهراب// چو فانوسی به دست زائران شد// چو بشنیدند ندا و خشم و فریاد// همه ایرانیان بر پا ز جان شد// بیاییم گرد هم آییم یاران// خبر ها از زوال ظالمان شد// شویم ما متحد این دم دلیران// به آزادی چو باید هم زبان شد// ز هر سویی به پا شد خلق و میهن// ولی در انتظار رهبران شد// بدون رهبری پر پر یکایک// وطن همچون گلی بی باغبان شد// چه جا از سازش است یا وقت اصلاح// چنین گفتند ولی آخر چنان شد// و باید دین ز دولتها جدا شد// و اینسان آرزو هامان بیان شد// چو آمد لحظه های رزم و پیکار// زمان رهبری و سازمان شد// و هم میهن که در غربت و تبعید// زمان بازگشت بر خاکمان شد// چو مردم رود و میهن گشته دریا// چورودی سوی دریایش روان شد// ز هر کوه و ز هر دشتی چو آمد// رسیدش چون به دریا بی کران شد// به پا خیزد چو میهن دست در دست// به یاد خون پاک رفتگان شد// چو این پایان عهد ظلم شان شد// از آن روح دلیران شادمان شد// چو دادیم وعده های جانفشانی// به پا خیزیم که روز وعده مان شد// ز هر سویی به پا خیزیم دلیران// به پا خیزیم که ایران جاویدان شد// چو دادیم وعده های جانفشانی// به پا خیزیم که روز وعده مان شد// ز هر سویی به پا خیزیم دلیران// به پا خیزیم که ایران جاودان شد//
با ۴۰ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 
 

Things you can do from here:

 
 

تخته نرد ۵هزار ساله در شهر سوخته

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Donbaleh.com by tafakkor on 11/21/10

گزارش استاد سجادی باستان شناس ایرانی از کشف تخت نرد باستانی : بازی از شهر سوخته به تمدن بین النهرین رفته است . به تازگی از گور باستانی موسوم به شماره ۷۳۱ قدیمی ترین تخت نرد جهان به همراه ۶۰ مهره آن در شهر سوخته کشف شد . این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخت نردی است که در گورستان سلطنتی اور در بین النهرین کشف شده بود. آقای سجادی گفته که این تخت نرد از چوب آبنوس و به شکل مستطیل است. چون آبنوس در سیستان و بلوچستان نمی روئیده و مشخص است که از هند وارد شده است. روی این تخت نرد، ماری که ۲۰ بار به دور خود حلقه زده و دمش را در دهان گرفته، نقش بسته است . به نظر می رسد که چنین طرحی هم به موضوع های فرهنگی و فلسفی هند مربوط باشد، چرا که چنین علامتی در فرهنگ هند به معنی مرکز انرژی های حیاتی در بدن انسان است . این تخت نرد ۲۰ خانه بازی و ۶۰ مهره دارد . مهره ها که در یک ظرف سفالی در کنار تخت نرد قرار داشتند از سنگ های رایج در شهر سوخته یعنی از لاجورد، عقیق و فیروزه است. به نظر آقای سجادی این تخت نرد ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال قدیمی تر از تخت نرد بین النهرین است و به همین دلیل او فکر می کند این بازی از شهر سوخته به تمدن بین النهرین رفته است . گروه تحقیق و کاوش هنوز روش بازی با این تخت نرد را نیافته است . شهر سوخته در منطقه ای کاملا غیر زلزله خیز (حتی تا امروز) بنا شده (درست مانند تمدنهای سومر-مصر و دره ی سند). این شهر ۲ بار به طور کامل سوخته شده اما باز ساخته شده است و ناگهان بدون هیچ نشانی در ۲۱۰۰ سال پیش از میلاد تخلیه شده است. دقیقا همزمان با ناپدید شدن تمدن های دره ی سند (یعنی هاراپا و موهمجو دارو) . طبق کتیبه های آشور باستان این دقیقا همان تاریخی است که آنوناکی ناگهان زمین را ترک کردند . دلیل این خروج ناگهانی در کتب عهد عتیق و متون باستان تغییر ناگهانی آب و هوای زمین از مرطوب به خشک بوده است . تمامی مناطقی که این تمدنها در آن به وجود آمده بود به دلیل تغییر مدار زمین، گرم و خشک شدند و این موجودات (آنوناکی) برای حیات به محیطی بسیار سبز و مرطوب نیاز داشته اند. از این رو ناگهانی ناپدید می شوند اما انسانهای دو رگه که از آمیزش آنوناکی و مردم زمین به وجود آمده بودند در زمین باقی ماندند که احتمالا همین انسانها سلسله های مشهور و پادشاهان و پهلوانان را تشکیل می داده اند به هر حال این منطقه و تمدن اعجاب انگیزچیزی حدود ۴۵۰۰ سال پیش بر اثر یک آتش سوزی عظیم ، انقدر عظیم که نمی توانسته کار حمله احتمالی قومی به این منطقه باشد این شهر را از بین برده است . این آتش سوزی می تواند آتش سوزی های عظیم ناشی از گرم شدن زمین ، یک جنگ ویرانگر ، و یا صاعقه های بزرگی بوده باشد که توانسته شبانه و طی چند روز یک شهر را کاملا" تبدیل به خاکستر بنماید . شهر سوخته به علت رمزها و رازهای بسیار، بهشت باستان شناسان معرفی شده و هر روز چیز تازه ای برای کشف شدن دارد. اینان واقعا چه کسانی بوده اند !؟

 
 

Things you can do from here:

 
 

Thursday, November 18, 2010

شانس آوردیم که ابراهیم فرزندش را قربانی نکرد

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Donbaleh.com by rastakhiz on 11/17/10

از آنجایی که مقدسین هر کاری انجام میدهند ولو اینکه کاملا ضد عقل باشد مورد استقبال پیروان و مقلدین قرار میگیرد می بایست گفت : شانس آوردیم که ابراهیم گردن فرزندش را نبرید . وگرنه به جای کمپین های ضد سنگسار و شلاق و دست قطع کردن و اعدام و تبعیض علیه زنان … می بایست یک کمپین بزرگ هم راه اندازی میکردیم در محکومیت ، قربانی کردن فرزند ، در روز عید قربان . فکر میکنید اگر ابراهیم فرزندش را قربانی کرده بود دیگر می شد مسلمانان را کنترول کرد ؟ آنها این موضوع را سنت الهی تعبیر میکردند ، و برای اینکه ایمان خود را به الله ثابت کنند ، از بریدن سر فرزند نیز دریغ نمیکردند . احتمالا آخوندها بالای منبر می رفتند و از قربانی کردن فرزند حماسه ها می ساختند ، هر چند که خود به آن عمل نمیکردند و البته تبصره ایی هم به نفع » سیدها » میخورد که به دلیل انتشار نسل آنها نیز نمی بایست فرزندشان را قربانی کنند . احتمالا قربانی کردن حداقل یک فرزند ذکور به عنوان واجبات دینی نهادینه میشد . و قربانی کردن بیش از یک فرزند نشان از ایمان جنون آمیز و راسخ به الله محاسبه میشد . عکسهای زیادی در اینترنت منتشر میشد ، چنانچه امروزه عکسهای قمه زنی شیعیان را می بینیم چه بسا که می بایست عکسهای سر برده فرزندان ذکور را لینک میکردیم و کنارش هم یک علامت مثبت هجده می زدیم . خامنه ایی در تربیون امام جمعه به غرب حمله میکرد ، که به بهانه حقوق بشر ، نمی خواهد که مسلمانان راسخ ، مناسک دینی خود را انجام دهند . در عربستان همه ساله ، یک کوه از سر بریده شده آدم درست میکردند و شبکه های تلوزیونی اسلامگرا مدام آنها را نشان میدادند و مردم را تشویق میکردند که فرزند خود را برای الله قربانی کنند . هزاران وعده و حدیث و روایت از زبان این پیامبر و آن پیامبر و این امام و آن امام ، وارد بازار میشد ، که بالاترین امتحان الهی را همانا قربانی کردن فرزند ارزیابی میکردند . شورای نگهبان فقط کسانی را تایید صلاحیت میکرد که حداقل یکی از فرزندان خود را در عید قربان ، قربانی کرده باشند . قربانی کردن بیش از یک فرزند به نام مستحب اعلام میشد تا نسل مقطوع نشود . روشنفکران دینی ، تمام علم و دانششان را به کار میگرفتند ، که این موضوع را ماست مالی کنند و ثابت کنند که قربانی کردن فرزند فقط خاص پیامبران الهی است که ماموریت خطیر داشتند و خداوند می خواسته است از ایمان آنها مطمئن شود . و این سنت خطیر شامل حال عوام نمیشود . برخی مقلدین میانه رو ، بدون اینکه این موضوع را رد کنند ، صرفا اعلام میکردند که قربانی کردن فرزند باعث وهن اسلام میشود و بهتر است تا زمان ظهور امام زمان این سنت برچیده شود . خلاصه می بایست گفت : مسلمانان و نامسلمانان ! شانس آوردیم که ابراهیم سر فرزندش را نبرید

 
 

Things you can do from here:

 
 

روزه سلولهای مغز را می کشد

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Donbaleh.com by arashpersia on 11/17/10

بزرگترین ایراد روزه دینی نرسیدن آب به بدن است که بزرگترین خیانت در حق بدن محسوب می گردد. بی آبی بدن حتی میتواند باعث از بین رفتن همیشگی تعدادی از سلولهای مغز شود. از آن که بگذریم به هم ریختن سیستم متابولیسم بدن انسان است. بدن انسان در شرایط عادی توانایی کم غذایی یا به غذایی برای مدت طولانی را دارد. این توانایی بشر در دوران تکامل شکل گرفته. نوع غذا خوردن انسان اولیه خیلی مقطعی و با هجم زیاد بوده. روزی شکار بوده و ان روز غذا زیاد بوده و روزهای طولانی نبود شکار باعث شده که بدن انسان بتواند از ذخیره غذایی که به شکل چربی در بدن انباشته میشده استفاده کند روزه و مرگ سلولهای مغز زمانی که بدنی گرسنه میماند، ابتدا به پلی ساکاریدی بنام گلیکوژن در کبد دست مییازد اما میزان گلیکوژن در کبد به آنقدر نیست که پاسخگوی چند ساعت گرسنگی را بدهد پس بدن شروع به استفاده از چربیها میپردازد و چربیهای ذخیره شده را به نوعی کتون تبدیل میکند. ( بوی بدی که از دهان روزه دار میآید، از همین کتون است بیشتر سلولهای بدن این کتون را بعنوان ماده مغذی بکار میبرند بغیر از مغز! بلی مغز فقط از گلوکز برای تهیه انرژی جهت فعالیتهای خود بهره میبرد گاهی اسلامگراها در باره تعداد سلولهایی سخن میگویند که در اثر استفاده از الکل از بین میرود آیا تا بحال کسی تحقیقی در باره میزان مرگ سلولهای مغزی که در یک رمضان از کف مسلمانان میرود، تحقیق کرده است؟ دختر بچه ای را در نظر بگیرید که علیرغم سن رشد خود و فعالیت بیشتر بدنی از بزرگسالان، مجبور است 16 ساعت گرسنگی بکشد؛ چه بلایی بر سر مغز او میآید؟ آیا کسی تحقیق کرده است؟ دستگاه گوارش انسان دارای هورمونهای بخصوصی است که بشکل سیستم پیچیده و بسیار دقیقی دستورات لازمه را برای کل بدن صادر میکند وقتی بدنی گرسنه میماند، بدن خود را به حالت شبیه کشوری (البته با مدیریت خردمندانه) در معرض قحطی میبیند. به همه سلولهای بدن دستور میرسد که کمتر مصرف کنند، میزان انتقال مواد مغذی به سلولها هم کاهش مییابد یعنی متابولیسم بدن کند میگردد حالا تصور کنید که معده فردی با خوردن سحری تا خرخره پر شود دستور هورمونها بر متابولیسم چه خواهد بود؟ بعد این بدن بدبخت 16 ساعت گرسنگی بکشد و سپس سر افطار تا خرخره پر شود رسماً هورمونها به حالتی مانند دیوانگی خواهند رسید نهایتاً در آخر چند روز متابولیسم بدن فلج میشود در طب بهترین نوع غذا خوردن اینست که "بمقدار کم" و به "فواصل کم" خورده شود هر کس خلاف این مسئله را بگوید یا از متابولیسم بدن زنده خبر ندارد یا انگیزه های دیگری دارد تصفیه خون و پاکسازی بدن و… حرف های نادرستی ست که پایه ی علمی ندارد و یا از جانب پزشکان بی مسئولیتی گفته میشود که به مصلحت را به حقیقت می فروشند در کنار آن ما به بعضی از مواد برای کارکرد صحیح بدن خود نیاز داریم: مثلاً به اسیدهای چرب اشباع نشده، به مقداری کلسترول، بعضی از اسیدهای آمینه، برخی از ویتامینها و مینرال ها که به عنوان کاتالیزور فرآیندهای متابولیسم بکار میآیند و… از این روست که آدمی نیاز به خوردن غذاهای متنوع دارد تا بتواند این موادی را که کبد خود قادر به تهیه آنان نیست را تهیه کند حالا نگاهی به منوی سحری و افطاری ملت بیاندازیم بعضیها که لطف میکنند و سحری هم میل نمیکنند… نتیجه موجود باد کرده و پف آلود تنی چون پنبه، بی شکل و ضعیف

 
 

Things you can do from here: